|
معرفی پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری
فعاليتهاي بشر بر روي زيست كره اگر چه سبب ارائه خدمات بهتري در زمينه توليدات كشاورزي و فرآوردههاي صنعتي گرديده است، اما موجب بروز مشكلات و معضلاتي شده كه پايداري اين فعاليتها را به مخاطره انداخته است. تجمع گازهاي گلخانهاي در اثر فعاليتهاي صنعتي و كشاورزي و بروز پديده خزنده و جدي تغيير اقليم و گرم شدن كره زمين، تشديد و افزايش فراواني خشكساليها در اقليم خشك، تغييرات وسيع كاربري اراضي و ايجاد و تجمع آلودگيهاي هوا، آب و خاك از تهديدات جدي براي پايداري كشاورزي كشور بهشمار ميروند.
تغيير اقليم بهعنوان نتيجه مستقيم گرم شدن كره زمين، منابع آب، كشاورزي و زندگي بشر را در اكثر نقاط دنيا شامل آسيا، منطقه اقيانوس آرام، خاور ميانه و از جمله ايران مورد تهديد قرار داده است. ايران در منطقه بسيار خشك دنيا قرار گرفته و با متوسط بارندگي 242 ميليمتر در سال كمتر از يكسوم متوسط بارندگي جهاني را دريافت ميكند. روند صعودي منحني درجه حرارت حداكثر و حداقل روزانه و پيش بيني 20 تا 25% كاهش در بارندگي تا سال 1429 شمسي در خلال فصل خشك (ماههاي فروردين تا شهريور) براي كشور، تحقيقات در زمينه تهديدات تغيير اقليم و اثرات و عواقب آنها را بر روي كشاورزي و منابع طبيعي و محيط زيست ضروري ساخته است.
از جمله عواقب تغيير اقليم، بروز ناهنجاريها و يا نوساناتي در روند پارامترهاي هواشناسي از جمله بارندگي و دما ميباشد. خشكساليها نشانة روشني از اين نوسانات هستند كه بسياري از مناطق بهويژه نواحي خشك و نيمهخشك دنيا را با شدتهاي زياد هر چندسال يكبار در بر ميگيرند. بر خلاف خشكي كه يك پديده دائم و ويژگي ذاتي برخي از مناطق جهان است، خشكسالي يك پديده موقت ميباشد كه تحت عنوان كمبود مقدار آب در يك منطقه نسبت به ميانگين بلندمدت آن منطقه شناخته ميشود. با توجه به انواع مختلف خشكسالي مانند خشكسالي اقليمي، هيدرولوژيكي و كشاورزي، بررسي هريك از آنها در عين اينكه بههم وابستگي دارند، بايستي جداگانه انجام گيرد. بررسي هريك از انواع خشكساليها از اهميت خاصي برخوردار است اما مهمتر از همه خشكسالي كشاورزي است. زيرا كه توليدات گياهي و غذايي كشور شديداً وابسته به منابع كشاورزي و مراتع است. وقوع خشكساليها خسارات زيادي به بخشهاي كشاورزي و اقتصادي و اجتماعي وارد ميسازد. با توجه به اينكه تكرار خشكسالي در كشور در فاصله زماني كمي اتفاق ميافتد، مديريت جامع خشكسالي كشاورزي بهعنوان مهمترين اثر محيطي و كاملاً محسوس بر كشاورزي، يكي از اقدامات بسيار مؤثر در كاهش خسارات آن خواهد بود.
خشكي بهعنوان كمبود عمومي بارش نسبت به نياز آبي محيط، بهصورت يك ويژگي دائمي و ذاتي براي محيطهاي خشك و نيمه خشك دنيا بهشمار ميرود و با خشكسالي كه بهصورت موقت ممكن است هر اقليمي را در بر گيرد، متفاوت است. در حدود یکسوم اراضی كره زمين با کمبود بارندگی مواجهاند و نیمی از این اراضی دارای بارندگی سالیانه کمتر از 250 میلیمتر میباشند که معادل یکچهارم تبخیر و تعرق بالقوه این مناطق است. در مناطق خشک و نیمهخشک علاوه بر میزان بارندگی کم، توزیع بارندگی از فصلی به فصل دیگر و از سالی به سال دیگر متغیر بوده و بنابراین پیشبینی میزان و توزیع آن بسیار مشکل است. در کشور ايران نیز به جز سواحل دریای خزر، قسمتهای کوچکی از شمال غربی کشور و نوارهائي از رشته كوههاي البرز و زاگرس بقیه مناطق جزء مناطق خشک و نیمهخشک محسوب میگردند و این در حالی است که مناطق خشک کشورمان نسبت به مناطق نیمهخشک آن، از وسعت بیشتری برخوردار است. خشكي بهعنوان يك پديده غالب و كاملاً مستقل از خشكسالي در كشور بايد مورد تحقيق و بررسي قرار گرفته و سياستهاي توسعه كشاورزي و منابع طبيعي در اين ارتباط تنظيم و تصحيح شوند.
وجود اقليمهاي خشك، نيمهخشك در قسمت اعظم كشور ايران و وقوع خشكساليهاي مكرر در دهههاي اخيرموجب شده است كه محدوديت منابع آب از نقطه نظرهاي توزيع زماني و مكاني عامل اصلي محدود كننده برنامهريزي توسعه اقتصادي و بهويژه كشاورزي كشور باشد. در چنين شرايطي قطعاً ارزش اقتصادي آب و علاوه بر آن ارزش حياتي آن بسيار چشمگير است و بنابراين ضرورت توجه خاص به بحث استحصال آب و توسعه و تطبيق آن با شرايط بومي، اقليمي، اقتصادي و اجتماعي كشور را مطرح مينمايد.
استفاده از منابع بالقوه آبي مانند شبنم، سيل، مه، جريانهاي آب زير قشري، جريانهاي هواي غني رطوبتي، سطوح آبگير باران، قنوات، آبهاي زيرزميني و سازندهاي سخت و ... از جمله مواردي هستند كه در تمدن قديم ايران و در تاريخ كنوني بسياري از كشورهاي داراي اقليم سخت جهان، مورد استفاده قرار گرفتهاند و با هزينههاي كمتر توانستهاند نياز آبي قابل توجهي را مرتفع سازند. اين امر از آن روي اهميت بيشتري مييابد كه معمولاً ارزش حياتي آب استحصال يافته، از ارزش اقتصادي آن بيشتر است و علاوه بر آن در بسياري از موارد، آب حاصل شده، از ارزش امنيتي و استراتژيكي قابل توجهي نيز برخوردار است.
در بسياري از مناطق كشور بهويژه در مناطق كوهستاني و ساحلي در ايام قابل توجهي از سال، مه و جريانهاي جوي غني از رطوبت بهعنوان يك پديده اقليمي شاخص مطرح هستند و قابليت آن را دارند كه از طريق توسعه تكنيكهاي مناسب، بخشي از آب مورد نياز گياه را مستقيماً تامين نمايند و يا اينكه بهصورت رطوبت مفيد در خاك ذخيره گردند.
جريانهاي سيلابي، بهدليل شرايط اقليمي حاكم، سهم عمدهاي در سيكل هيدرولوژيك و توزيع زماني و مكاني منابع آب كشور دارند. از طرف ديگر تغييرات اقليمي و كاربري اراضي، موجب شده است كه رژيم سيلابها بهتدريج طغيانيتر شده و حالت تخريبي آنها شديدتر گردد. از اين روي ضرورت جدي در امر پژوهش و مديريت و بهرهبرداري از سيلاب با هدف ارائه راهكارهاي عملي براي بهرهبرداري بهينه و كاهش خسارات ناشي از آن بهچشم ميخورد. وجود عرصههاي وسيع متشكل از مخروط افكنهها و دشتهاي آبرفتي درشتدانه در كشور، بستر مناسبي براي اجراي طرحهاي پخش سيلاب را فراهم ساخته تا علاوه بر ذخيره سيلابها در سفرههاي آب زيرزميني، بستر اقتصادي مناسبي را از طريق توسعه منابع خاكي و افزايش حاصلخيري آنها فراهم نمود.
سطوح آبگير باران بهعنوان روش استحصال مستقيم آب باران و ذخيره آن در عمق ريشه خاك از ديگر زمينههاي استحصال آب است كه سوابق ارزشمندي در كشور ما و ساير كشورها دارد. لذا با توسعه اين روش از طريق بهرهگيري از مواد و تكنيكهاي جديد و تطبيق آن با شرايط متنوع اقليمي كشور، ميتوان گام مهمي در جهت توسعه منابع آب كوچك كشور و كشاورزي برداشت.
|