فرسایش خاک و تولید محصول در اراضی دیم گندم

نویسنده
دکتر داود نیک‌کامی
سال انتشار
1385
پیشگفتار

زراعت دیم به تولید محصول بدون آبیاری اطلاق می شود که معمولا در مناطق نیمه خشک با 500-250 میلیمتر باران سالانه و با محدودیت آب قابل استحصال برای آبیاری، رایج است. اغلب اراضی دیم در مناطق نیمه خشک دنیا با دو عامل محدود کننده، تامین آب برای رشد گیاه و فرسایش شدید خاک مواجه می باشند. از طرفی روش ها و ابزار کار زراعت در مزارع بزرگ کشورهای توسعه یافته مستقیما در مزارع کوچک کشورهای در حال توسعه بطور کامل قابل استفاده نیستند، هر چند عملیات زراعی در این اراضی، قابل اجرا در کلیه مناطق نیمه خشک می باشد، تکنولوژی مورد نیاز جهت اجرا در مزارع کوچک و ترویج سطح سواد مورد نیاز از عمده مسائل موجود در اینگونه کشورهاست.

به دلیل نیاز رورافزون به منابع غذائی بیشتر، هر روز از سطح منابع طبیعی مانند جنگل ها و مراتع کاسته می شود. در نتیجه تغییر کاربری این منابع به اراضی دیم، بخش عمده ای از آب باران به شکل رواناب سطحی از دسترس خارج شده که عامل مهمی در فرسایش خاک می باشد. فرسایش خاک نه تنها موجب بروز مشکلات عمده در یایین دست اراضی فرسایش یافته از جمله پر شدن مخازن سدها و بندهای آب می شود، بلکه نقش مهمی را در کاهش حاصلخیزی و کاهش کمیت محصول دارد. عملیات اجرائی حفاظت خاک در این گونه اراضی منجمله روش های به زراعی بازدارنده این روند تخریبی و کاهس دهنده هزینه های تولید است.

با توجه به توصیه فائو به پرهیز از زراعت دیم در اراضی با شیب بیش از 12 درصد و با توجه به شیب اینگونه اراضی که در کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته خیلی بیش از این حد می باشد، استفاده از برخی روش های به زراعی، موجب ذخیره آب باران در نقطه ریزش، کاهش رواناب سطحی، کاهش فرسایش خاک، کاهش هزینه های تولید و نهایتاً افزایش تولید محصول می شود.

نشریه حاضر نتایج طرح تحقیقاتی است که در اراضی شیبدار ايستگاه تحقیقاتی پخش سيلاب سهرين- قره چريان در استان زنجان به اجرا درآمد و تاثیر تیمارهای شخم را در تولید رواناب و رسوب مورد مقایسه قرار داد. در خلال سالهای 1382 و 1383، 22 واقعه بارندگی منجر به رواناب در کرت هائی به ابعاد 1/22 x8/1 متر مورد پایش قرار گرفت. دو تیمار شخم در جهت و عمود بر جهت شیب در سه طبقه شیب 12-0، 20-12 و 40-20 درصد و در سه تکرار، در قالب طرح کرت های خرد شده به روش بلوک های کامل تصادفی در کرت های فرسایش تحت کشت گندم بومی دیم مورد مقایسه قرار گرفتند. حجم رواناب و میزان رسوب حاصل از 18 کرت فرسایش در مخازن انتهائی آنها در خلال دو سال و کمیت و کیفیت محصول پس از برداشت گندم هر کرت در سال اول مورد پایش قرار گرفتند.

نتایج مؤید آن بود که شخم عمود بر جهت شیب در هر سه طبقه موجب کاهش رواناب و رسوب شده است. کاهش رواناب و رسوب حاصل از تیمار شخم عمود نسبت به شخم در جهت شیب در طبقات 12-0، 20-12 و 40-20 درصد به ترتیب برای رواناب  28/83، 24/89 و 84/56 درصد و برای رسوب  16/91، 31/92 و 31/92 درصد بود. مقایسه میزان رواناب و رسوب حاصل از شخم عمود بر جهت شیب طبقه 20-12 و 40-20 درصد نسبت به شخم در جهت شیب طبقه 12-0 درصد و همچنین مقایسه میزان رواناب و رسوب حاصل از شخم عمود بر جهت شیب طبقه 40-20 درصد نسبت به شخم در جهت شیب طبقه 20-12 درصد تفاوت معنی داری را نشان داد. اين نتایج دليلي بر اهميت نوع شخم در زراعت ديم بر روي دامنه ها مي باشد. شخم عمود بر جهت شیب، میزان فرسایش خاک را در شیب های 12-0، 20-12 و 40-20 درصد، به ترتیب 11/6، 73/7 و 73/7 برابر کمتر از حد مجاز می رساند. کمیت و کیفیت بذر گندم در تیمارهای مختلف تفاوت معنی داری را نشان نداد. با این وجود شخم عمود بر جهت شیب موجب افزایش مقدار تولید در طبقات 12-0، 20-12 و 40-20 درصد، به ترتیب به میزان 19، 21 و 9 درصد شده است. در بررسی رابطه عوامل مختلف بارندگی، دو متغیر مقدار بارندگی و حداکثر شدت بارندگی بصورت توام ضریب همبستگی بیشتری را (بین 95 تا 99 درصد) با مقادیر رواناب و رسوب (متغیر های وابسته) نشان دادند.